برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
همهاش من از شما سوال میپرسم(در حدی که بخش پرسمان راهانداختهام اینجا)، یکبار هم شما از من بپرسید ببینم چه سوالهایی از حریر در ذهن دارید. :)
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
بچه که بودم مثل خیلی از بچههای دیگر، دلم میخواست زودتر بزرگ بشوم. کفشهای تقتقی مامان را میپوشیدم و از اینکه شبیه آدمبزرگها میشدم، حال خجستهای به من دست میداد. عمر این دلخواستن اما کوتاه بو
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
پارهٔ اول. چندروزی میشد که کلافه بودم؛ کلافه از اینکه چرا نمیتوانم داستانم را خوب جمع کنم و پایانش باز و بیسر و ته مانده. بالاخره دیشب وقتی چشمهایم را بستم که بخوابم، ناگهان از عوالم بالا یک پایا
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی